در مصاحبه با عبدالرحمن اونق، برنده سه كتاب برتر مسابقه‌ي معلم:

آنچه كه باعث شهرت نويسنده مي‌شود، آثار برجسته‌ي اوست

مصاحبه از: طاهر جاني


از عبدالرحمن اونق (نويسنده و مترجم) تاكنون آثاري چون «سورتك» (مجموعه‌‌ي داستان)، «در عمق شبهاي تار» (رمان براي نوجوانان)، «سماجت» (ترجمه مجموعه‌داستان) و چند كار مشترك ديگر با نويسند‌گان نام آشنا به چاپ رسيده است. انتخاب رمان «راز خاير خوجه» از آثار برجسته‌ي ايشان به عنوان يكي از سه كتاب برتر مسابقه‌ي معلم در هفته‌هاي اخير بهانه‌اي فراهم آورد تا با وي جهت بررسي آنچه كه پيرامون جامعه‌ي قلم بدستان مي‌گذرد به گفتگو بنشينيم.

شما از نخستين اعضاي كلاسهاي قصه شهرستان بندر تركمن در محل كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بشمار مي‌رويد. ابتدا در اين مورد توضيحاتي را بفرمائيد؟

پيش از آنكه در نشستهاي نقد و بررسي قصه حضور يابم براي خودم مي‌نوشتم. آن زمان كلاس قصه‌اي نداشتيم و طبعاً نشستهاي ادبي نيز برگزار نمي‌شد تا اينكه يك روز به پيشنهاد آقاي ديه‌جي (مدير مسئول نشريه صحرا) نشست ادبي ترتيب داديم. اوايل، تنها ما دو نفر كار مي‌كرديم. بعدها به اين نشستها كمي رسميت داديم يعني كار را از خانه به كانون پرورش كشيديم و آقايان يوسف سقالي، حاجي دردي كوسلي، عزت اللّه شرافت، غفار جاني از همانجا به جمع ما اضافه شدند. سپس به اتفاق صالح پاك، احمد و حاج امان كم، عطا كوسلي، صالح عطا مرادي، وحيد شرافت و خود شما جمع واحدي را تشكيل داديم.

از قصه‌ي كوتاه يلمك كه اولين كارتان بود تا راز خاير خوجه راه درازي پيموده شده است. هيچ فكر مي‌كرديد اين اثر جزو منتخبين كتاب معلم برگزيده شود؟

بله البته، بالاخره هر نويسنده‌اي ممكن است چنين تصوراتي را در ذهنش بپروراند. يلمك شروع ماجرا بود و توانست نقطه‌ي روشني را براي ادامه‌ي كارم ترسيم كند كه در نتيجه‌ي آن، رمان راز خاير خوجه به ثمر رسيد.

هيأت برگزاري  مراسم بر خلاف سالهاي قبل كه هيچگاه از خود مؤلّف، كتاب نمي‌خواستند امسال سنت شكني كرده بودند. از اين جريان مطلع بوديد؟

× بنده قبلأ از اين جريان اطلاعي نداشتم. در واقع فراخوان كتاب معلم را روزنامه‌ي نوروز در آبان ماه سال 80 منتشر كرده بود و به نظرم روش مناسبي است تا نويسندگان خود براي حضور در مسابقات اقدام كنند و  اميدوارم در انتخاب كتاب سال هم چنين روشي معمول شود زيرا حقي از كسي ضايع نخواهد شد.

در بحث منطقه‌اي پس از احياي كلاسها در كانون پرورش سالها بعد شاهد جلسات نقد و بررسي  در محافل آزاد هم بوديم كه بازده‌شان به روشني مشخص است خود شما و بچه‌هاي شهرستان مانند برادران كر و سايرين در مسابقات سراسري كشوري مقامهاي برتر را كسب كرديد. اخيراً دو، سه سالي نيز جلسات ديگري تحت عنوان انجمن ادبيات داستاني در محل خانه‌ي فرهنگ ارشاد اسلامي شهرستان برگزار مي‌شود اما عملكرد آن از پيشرفت طبيعي برخودار نبوده است و پيش از آنكه در بطن كار باشد در حاشيه قرار دارد. شما علت ركود اين انجمن را در چه مي‌دانيد؟

به عقيده‌ي بنده اين امر مي‌تواند چند دليل داشته باشد اولاً يك علاقمند به قصه اگر مي‌خواهد نويسنده شود بهتر است تا كسب تجربه‌ي لازم فكر و ذهنش منحصر به نوشتن باشد حال آنكه مي‌بينيم و مي‌شنويم بچه‌هاي انجمن ادبيات داستاني همزمان با كار قصه‌ در ديگر رشته‌ها هم فعاليت دارند و اين نوع تناقص مي‌تواند در كار نويسنده سكته ايجاد كند. نويسندگان مجرب معمولاً فعاليتهاي چند‌گانه نمي‌كنند و دليل موفقيتشان هم در همين موضوع مي‌باشد. از طرفي لزوم وابستگي به يك نشريه‌ي تخصصي هميشه مطرح بوده است به هر حال بچه‌هاي انجمن ادبيات داستاني به دليل مشغوليتهاي بسياري كه دارند فاقد فاكتورهاي لازم براي نويسنده‌گي مي باشند.

فكر نمي‌كنيد اين فعاليتهاي همزمان، بيشتر براي كسب شهرت و محبوبيت زود هنگام در اجتماع باشد؟

هر هنرمندي به هر حال دلش مي‌خواهد در حوزه‌ي كاريش خدمتي به جامعه بكند و به شهرت و محبوبيت برسد. اين خواسته‌ي هر انسان ديگري هم مي‌تواند باشد منتها به سادگي به دست نمي‌آيد كلاً آنچه كه باعث شهرت نويسنده مي‌شود آثار برجسته‌ي اوست شما مي‌دانيد نويسندگان بيش از آنكه به چهره و قيافه شناخته شوند از طريق انتشار آثارشان شناخته شده و به شهرت رسيده‌اند در اين مقوله نمي‌توان ابتدا كسب شهرت كرد و سپس نويسنده شد علاقمندان نخست بايد در فكر خلق آثار برجسته باشند آن گاه خواهند ديد در جامعه چقدر به شهرت و محبوبيت رسيده‌اند هر چند كه ممكن است درصد قابل توجهي از مردم آنها را به چهره و قيافه نشناسند.

با توجه به روند موجود، احتمال تخريب علاقمندي استعدادها روز به روز جدي‌تر مطرح مي‌شود و اين نگراني كه آنها در دراز مدت نتوانند به توفيقاتي دست يابند بيشتر قوت مي‌گيرد؟

دقيقاً همين طور است. شما خود نويسنده هستيد و به خوبي مي‌دانيد شرط نويسنده شدن چيست. اگر يك انجمن نتواند در دراز مدت به بازده قابل برسد لطمه خواهد ديد و بيش از همه اعضايش متضرر خواهند شد. بنابر اين موضوع مطرح شده جدي و قابل بررسي است و اين مهم بايد از سوي اساتيد آن انجمن صورت بگيرد.

آيا نوع متفاوت فعاليت اعاي انجمن در مسابقات سطح منطقه هم تأثيرگذار بوده است؟

نفس كار خوب است چون ايجاد انگيزه مي‌كند اما چون بنده نمودي عيني در نوشته‌هاي بچه‌ها نديدم تصورم اين است كه قصه‌ها در حد اسم و رسم انجمن نباشد. در گذشته آثار برتر در مجلات معتبر كشور چاپ مي‌شدند اما چنديست از بچه‌هاي انجمن ادبيات داستاني چيزي چاپ نمي‌شود.

اگر چند نوع فعاليت همزمان را اشتباه بدانيم براي جبران آن چقدر فرصت باقي خواهد بود؟

در پاره‌اي اوقات فرصت براي جبران اشتباه وجود دارد به هر حال روزي خواهد رسيد كه شما حتماً بايد به مرحله‌اي از تجربه و اندوخته رسيده باشيد، در غير اين صورت جبران وقت تلف شده ناممكن و يا حداقل دشوار خواهد بود و احتمالاً ناچار مي‌شويد نامتان را از ليست قلم بدستان حذف كنيد.

خود شما هيچ شده در دوران فعاليتتان به هنر ديگري هم بپردازيد؟

بنده علاوه بر قصه‌نويسي چند صباحي هم به دنبال تحقيق درباره‌ي مقامهاي موسيقي تركمن بودم ولي بعدها به توصيه‌ي اساتيد پيشكسوت كه گفتند در صورت پرداختن به شعر بكار اصلي‌ات لطمه خواهد خورد حرفشان را آويزه‌ي گوشم كردم و ديگر به تحقيق ادامه ندادم. شده است گاهي شعر هم بگويم اما هيچگاه آن را مانند قصه‌نويسي جدي نگرفتم.

كار ترجمه‌ چطور؟

كار ترجمه شاخه‌اي از كار نويسندگي است و پرداختن به آن علاوه بر كسب تجربه به خلاقيت ذهني نويسنده هم كمك مي‌كند. كارهاي ترجمه‌ي بنده تماماً در حيطه‌ي قصه‌نويسي بوده است و اين شيوه‌ي فعاليت مانعي براي داستان نويسي نمي‌باشد.

در مواردي شاهد بوديم عده‌اي از نويسندگان در ميانه‌ي راه دلسرد شده و بي‌آنكه به مرحله‌اي از تجربه رسيده باشند كار را براي هميشه و يا لااقل تا مدتها رها كرده‌اند. شما معضل را در كجا مي‌بينيد؟

مشابه چنين مواردي در طول تمامي دوره‌ها ديده شده است و بيش از هر چيزي بستگي به ظرفيت خود نويسنده دارد. در اين مورد مسائل متعددي بايد در نظر گرفته شود. امروزه نويسند‌گي به جهت برخوردار نبودن از يك منبع درآمدن مشخص حرفه محسوب نمي‌شود. خصوصاً در منطقه‌ي ما نويسندگان غالباً به ناچار تفنني مي‌نويسند. از آن سو به زير چاپ نرفتن آثار اوليه ممكن است ايجاد عدم انگيزه كند و عموماً پستي و بلنديهاي زندگي مانند مشكلات مادي و معنوي و گرفتاريهاي اجتناب‌ناپذير نيز به نوعي تأثير گذار مي‌شوند.

بنا بر تمامي مشكلات موجود آيا اصلاً مي توان روي درآمد اين مقوله حساب كرد؟

نمي‌توان منكر درآمد نوشتن شد، مشروط بر اينكه شغل ثابتي نيز در كنار آن تأمين كننده اصلي‌ترين نياز‌ها باشد. بدين‌گونه مي‌شود روي درآمد حاصله حساب كرد و از آن استفاده نمود.

برخي علاقمندان به جاي حضور در نشستهاي ادبي ترجيح مي‌دهند صرفاً در خانه به فعاليت بپردازند و به همين دليل اختلاف فاحشي بين طرح نوشتاري آنها و كساني ديده مي‌شود كه در جلسات مزبور شركت مي‌كنند اين دو موضوع را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

كار در خانه تنها بخشي از فعاليت‌ نويسنده است و حضور در نشستهاي ادبي به علاقمند كمك مي‌كند فنون قصه‌نويسي را بشناسد و از آن به عنوان ابزاري در نوشته‌هايش بكار ببرد كه باعث مي‌شود به مرور شناخت كاملي از قصه پيدا كند. مزاياي جلسات نقد و بررسي در كل بيش از اينها نمي‌باشد و فعاليت در خانه مرحله‌ي بعدي كار مي‌باشد. نويسندگان اگر بخواهند تمام تلاش خود را منحصراً در محيطي تنها پياده بكنند طبعاً در بررسي آثار آنها با اعضاي جلسات كمي و كاستيهاي فاحشي ديده خواهد شد.

از ديگر علل عدم حضور علاقمندان به ويژه خانمها حساسيت برخي خانواده‌ها نسبت به حضور فرزندانشان در جلسات بوده است. براي رفع اين مورد چه پيشنهادي داريد؟

حساسيت خانواده‌ها را مي‌توان درك كرد چون در حال حاضر نشستهاي انجمن ادبيات داستاني به صورت مختلط انجام مي‌شود و خود به خود مي‌تواند واكنش والدين را باعث شود در اين باره پيشنهاد مي‌كنم مسئولين براي خانمها كلاسهاي جداگانه بگذارند تا با جلب اعتماد بيشتر خانواده‌ها حساسيت‌ها نيز برطرف گردند.

توجه‌ي اصلي شما در جلسات قصه به نقد ريشه‌اي موارد مي‌باشد برخي نويسندگان معتقدند اساتيد براي نقد از روشهاي سختگيرانه و غير اصولي پيروي مي‌كنند. اصولاً تعريف كلي نقد چه مي‌باشد؟

نقد در حقيقت برشمردن نقاط ضعف و قوت اثر و در اصل كالبد شكافي موضوع مي‌باشد نويسندگان جوان ما نبايد از نقد و انتقاد دلسرد شوند. هر عضو علاقمند تا نويسنده شدن راهي طولاني مي‌پيمايد. آنها هم بايد همين روش را در پيش بگيرند. آنقدر بنويسند و آنقدر نقد شوند تا به تجربه برسند، البته معتقدم بعضي منتقدان چون قصه را نمي‌شناسند كار را خراب مي‌كنند. تكليف اين افراد با اساتيد مي‌باشد و اصولاً اساتيد كلاس بايد در جمع بندي نهايي نقد نقاد را نيز اصلاح كند.

به تازه‌گي خبردار شديم نفرات برتر جلسات قصه‌ي حوزه گميشان كه شما عهده‌دار اداره‌ي آن هستيد قرار است در مسابقات كشوري حضور داشته باشند. آيا دست يافتن به اين مهم دليل خاصي دارد و اگر مي‌شود اسامي نفرات برتر را هم نام ببريد؟

اين سؤال در واقع مكمل سوالي است كه قبلاً كرديد. سعي من همواره بر اهتمام علاقمندان جوان كلاسم به قصه‌نويسي مي‌باشد و از آنها مي‌خواهم تنها به خلق آثار بينديشند در مواردي نيز كتابهاي مناسب را معرفي مي‌كنم و اجازه مي‌دهم در شرايطي خاص به مشورت بپردازند. از جمله‌ي آنها كه خيلي به آينده  كارشان اميدوارم مي‌توانم از آقايان بهروز كم، جمال‌الدين اونق و محمد حاج ارازي نام ببرم.

از اوضاع و احوال كلاسهاي كانون شهرستان هم خبري داريد؟

در كانون پرورشي هم خوشبختانه وضعيت به گونه‌اي مناسب پيش مي‌رود. خوب است بدانيد چندي پيش نوجوانان ما در سطح استان مقامهاي جالب توجهي را كسب كرده‌اند و احتمال بسياري مي‌رود در مسابقات كشوري هم رتبه‌هاي بالايي كسب كنند.

اگر بخواهيم در مورد آينده خوشبينانه فكر كنيم شايد آثار ديگري هم مثل يكي از آثار شما به فيلمنامه و فيلم تبديل شوند؟

بله، چرا كه نه. تا اينجا داستان سورتك در سريالي به نام قصه‌هاي هفته از گروه كودك و نوجوان شبكه‌‌ي دوم سيما به صورت فيلم درآمده و پخش شده است و بايد خوشبين بود آينده‌ي فيلمهاي كوتاه از آن همين داستانهايي باشد كه با دست پر توان نويسندگان ما خلق مي‌شوند.

اخيراً در محافل ادبي شهرستان صحبت از اختصاص يافتن يك نشريه‌ي مستقل براي منطقه مي‌شود. اين مورد خاص تا چه حد جدي مي‌باشد؟

در اين خصوص شايعاتي بر سر زبانها افتاده است. كار نشر مجله چه به صورت ماهنامه و يا هفته نامه كار ساده‌اي نيست. بزرگان شهر بايد بنشينند و در مورد آن بحثهاي كارشناسانه انجام بدهند و اگر به نتيجه رسيدند قاعدتاً خواهند توانست نشريه مورد نظر را ارائه بدهند. موضوع اختصاص نشريه براي منطقه از نظر بنده نيز ضروري مي‌باشد به دليل اينكه در پيرامون ما استعدادهاي فراواني وجود دارند.

درباره‌ي كارهاي جديدتان هم صحبت كنيد؟

اگر خدا بخواهد امسال (سال 81) يك رمان دوجلدي به نام «حماسه‌ي گوراوغلي» از انتشاراتي قدياني وارد بازار خواهد شد. رمان «آواي صحرا» نيز در طول چند ماه آينده منتشر مي‌شود. علاوه بر اينها يك كار ترجمه از آقاي گلدي الله نظرف نويسنده خوب تركمنستاني و دارنده‌ي ديپلم افتخار «هانس كريستين آندرسن» زير چاپ دارم و در حال حاضر كارهاي پاياني رمان «آن سوي مرزها» را انجام مي‌دهم كه انشاا سال آينده به زير چاپ خواهم داد.

تشكر از اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد؟

من هم از شما متشكرم و برايتان آرزوي موفقيت مي‌كنم.